جهت مشاهده لیست خبرها به انتهای مطلب جاری مراجعه نمائید

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

کاش های پس از سیزده آبان! آیدا قجر

بعد از سی سال باز هم صدای مرگ بر دیکتاتور شنیده شد و سیزدهم آبانی که گذشت، برگی سبزی بود بر دفتر تاریخ ایران، در آرزوی ایرانی سبز.

سه دهه پیش این تاریخ را روز تسخیر لانه ی جاسوسی استکبار نامیده بودند اما این بار ملت سبز و "همیشه در صحنه" ی ایران با حضور پررنگ و نترس خود این روز را روز رهایی کشور از استبداد نیز نامید.

صدای لرزش پایه های حاکمیت بیش از قبل شنیده شد چرا که ملت به خونخواهی به خیابانها ریخته بودند و چه فریادی بلندتر از فریاد خونخواهی بی گناهانی که چندین ماه است به دنبال حق خود، فریاد را سلاح خود قرار داده اند تا شاید وجدان های خواب متوهمین و دروغگویان بیدار شود.

چند روز گذشته اما هنوز رسانه های جهان، تصویرهای خشونت نیروهای نظامی و شبه نظامی با هموطنان خود را گزارش می کنند.

کاش آقای خامنه ای این تصویرها را می دید؛ هرچند که‌دیگر امیدی به بیداریش نیست... می ماند باور او که با دیدن صحنه ای از این فیلم ها و حضور مردم در چنین روزی که همیشه به عنوان سرمایه ی انقلاب بود متقاعد شود که رفتنی ست و بهتر است بیش از این چهره ی اسلام را سیاه نکند؛ هرچند شاید او اصلا نگران اسلام نیست!

شاید در پستوی خانه اش نشسته و بر خود می لرزد و دعای رهایی می خواند و به ملیجکش فکر می کند تا چگونه بار دیگر او را مقابل دوربین تلویزیون غصبی خود قرار دهد و اینکه چه چیزی را به او دیکته کند...
قابل حدس بود: "حضور چشم گیر مردم در اعتراض به امریکا که تعداد کمی از اغتشاشگران سعی در برهم زدن این تظاهرات را داشتند" اغتشاشگرانی که دیگر از گزاردن نام ارازل و اوباش بر آنها نیز هراسناک است.

هراسی که در باتوم و شلیک مستقیم بر ملت،‌زندان و شکنجه ظاهر می شود اما او سرانجام خواهد فهمید که ملتی که به خوانخواهی و حق طلبی قیام کرده است دیگر از نام "کهریزک‌"‌هم هراسی ندارد و تا بازپس گرفتن خاک و آرمانش ایستاده است.

کاش آقای خامنه ای از پستوی خانه اش بیرون می آمد و نیم نگاهی از لای پنجره ی همیشه بسته اش به خیابانها می انداخت و می دید جمعیتی را که بدنهایشان را سپر روحشان کرده اند، از همین خاک اند و حق خود را می خواهند.

کاش نگاهی به رنگ سنگفرش خیابانها می انداخت که‌سرخ بود از خون فرزندان انقلاب؛ همان‌هایی که روزی با انقلاب خود باعث بیرون آمدن او از اتاقک های حوزه شدند تا امروز بر صندلی عدالت بنشیند...

کاش پنبه های قدرت را بیرون می آورد و می شنید صدای مردم را؛ مردمی که دیگر فرقی میان نوجوان،‌جوان و پیرش نیست،‌با او سخن می گویند و‌از دیکتاتور خشمگین و خسته اند.

کاش به حافظه اش رجوع می کرد که اگر اینها نوار بود، اگر تصاویر مونتاژی بود،‌اگر دست بیگانه در آن دخیل بود؛‌پایی برای راه پیمایی نداشت‌"... نوار که پا نداره"

کاش می دانست که برای ترمیم کردن پایه های این نظام که بر اعتماد مردم استوار بود دیگر دیر شده است و‌به وجدانش اجازه می داد بیدار بماند و این قدر لالایی نمی خواند برایش؛ می گذاشت در این روزهای آخر که هنوز خداوند فرصت را از او نگرفته توبه می کرد، برای حق الله طلب بخشش می کرد و می ترسید از حق الناسی که شمارش از دستش خارج شده و ناامید نمی شد از رحمت یگانه رهبر هستی...

کاش... کاش...

0 comments:

ارسال یک نظر

پیامها بدون سانسور و تعدیل درج خواهند شد. لطفا از کلمات نامناسب و توهین آمیز خودداری فرمائید. با تشکر، وبلاگ آرشیو موج سبز

Blog Widget by LinkWithin

مطالب مورد نظرتان را در این وبلاگ جستجو کنید

نوشته های پیشین این وبلاگ

به نظر شما آینده جبهه اصلاحات چگونه خواهد بود؟

خوانندگان عزیز

مسئوليت اخلاقي و حقوقي مقاله ها، گزارشات و خبرها، طنز و کاريکاتور و نظرات انعکاس يافته خوانندگان که درج مي شوند، برعهده نويسندگان آنها و منابعي است که مقاله يا اطلاع و خبري از آنها نقل مي شود . وبلاگ آرشيو موج سبز تنها مکاني براي بايگاني آنهاست و از هرگونه مسئوليت حقوقي نسبت به شکل و محتواي مندرجات مبرا است.

وبلاگ پیش روی شما از نوع سایت های خبری یا روزنگار نیست. می توان گفت این وبلاگ آرشیو شخصی من به شمار می آید که قابل دسترسی برای همگان نیز هست. سينا سالاری


اشتراک مطالب از طریق گوگل:

مطالب را می توانید با دور زدن هر گونه فیلتری از طریق Google Reader بخوانید. برای اینکار
نیاز به یک اکانت گوگل دارید.

Add to Google Reader or Homepage

توضیحات بیشتر در این زمینه!