
۱۳۸۸ آبان ۲۲, جمعه
فیلم: باد صبا

۱۳۸۸ آبان ۲۱, پنجشنبه
بیخود نیست که شعار میدهند: جمهوری ایرانی
من نگران هستم! متن سخنرانی شادی صدر در مراسم اهدای جايزه لاله حقوق بشر در هلند
بسياری از اين زنان جوان، پس از انقلاب ۱۹۷۹ به دنيا آمده اند يا در ابتدای انقلاب، کودک بوده اند؛ آنها به تمامی محصول نظامی ايدئولوژيک هستند که سی سال است در ايران روی کار آمده است. آنها ناگزيرند، علاوه براينکه مانند مردان، از فقدان آزاديهای سياسی و دموکراسی رنج می برند، قواعد مربوط به حجاب اجباری را بپذيرند، با قوانين خانواده ای که آنها را تحت انقياد مردان قرار می دهد زندگی کنند، برای ازدواج، اجازه پدرانشان را لازم دارند، حق طلاق و حضانت کودکان را تا حدود زيادی از آنها سلب می کند، آنها همان زنانی هستند که اگر روابط خارج از ازدواج داشته باشند، شلاق خواهند خورد و اگر شوهر داشته باشند، سنگسار خواهند شد، آنها همان زنانی هستند که دولت احمدی نژاد می خواهد با سياستهای بنيادگرايانه خود حتی بيش از تمامی سی سال گذشته، حضور آنها را در دانشگاه ها و بازار کار کمرنگ کند و آنها را به خانه نشينی و انزوا بکشاند.
زنان در ايران در سی سال گذشته بيشترين ميزان سرکوب و فشار را در زندگی شخصی و اجتماعی خود تجربه کرده اند و بيشترين لطمه را از مناسبات حاکم خورده اند؛ بديهی است که در چنين شرايطی، ناراضی ترين و خشمگين ترين شهروندان باشند که چيز زيادی هم برای از دست دادن ندارند. اگر امروز از پليس به دليل شعارهای آزاديخواهانه خود کتک می خورند، ديروز هم به دليل عدم رعايت حجاب، کتک می خورده اند، اگر امروز به خاطر حضور در تظاهرات برای دموکراسی بازداشت می شوند، ديروز هم به دليل شرکت در تجمعات دفاع از حقوق زنان به زندان رفته اند، اگر امروز از سوی نيروهای امنيتی مورد تجاوز قرار می گيرند، سی سال است که جسم و روحشان هر روز حس تجاوز به حقوق و کرامت انسانی را تجربه می کند. و با همه اينها، آيا باز هم لازم است بپرسيم چرا زنان، امروز، در خط اول مبارزات مردم ايران قرار دارند؟
من در ابتدای سخنانم گفتم اميدوارم تصاوير اعتراضات مردم در ايران را که به نقض حقوق بشر و فقدان آزادی و دمکراسی صورت گرفت را فراموش نکرده باشيد.
اما صادقانه بگويم که من نگران هستم. نگران اينکه اين تصاوير و اين مبارزات به فراموشی سپرده شوند. آری اگر با نقض حقوق بشر در ايران مقابله نشود و اگر از اين مبارزات دفاع مشخص صورت نگيرد، مردم ايران حق دارند که بگويند ما را فراموش کرده ايد. نگرانی من وقتی تشديد می شود که می بينم رسانه های غربی هر روز بيشتر از روز پيش، کمتر به نقض حقوق بشر در ايران می پردازند و سياستمداران هم دست کمی از آنان ندارند.
متاسفانه فراموش کردن هزاران نفری که بازداشت شدند و در زندانها تحت شکنجه قرار گرفتند، صدها نفری که کشته شده اند و آن تعداد نامعلومی از زندانيان که مورد تجاوز قرار گرفتند و يا در زندان به قتل رسيدند، يک نگرانی واقعی است. واقعيت اين است که در حالی که در ايران، از يکسو مبارزات و اعتراضات مردمی هنوز زنده است و از سوی ديگر نقض حقوق بشر به شکلی سيستماتيک در تمامی جنبه ها، از حقوق زنان گرفته تا آزادی تجمعات، از حقوق زندانيان سياسی گرفته تا آزادی بيان ادامه دارد، به نظر دولتها و ملتهای اروپايی، در حال فراموش کردن همه آنچه در تابستان امسال از ايران ديده اند هستند. به باور من، با چنين فراموش کردنی دولتهای غربی نه فقط مسئوليت شان را به عنوان کشورهايی که خود را به عنوان مدافعان حقوق بشر تعريف می کنند، به فراموشی می سپارند، بلکه منافع خود و شهروندانشان را با اين فراموشی در معرض مخاطره قرار می دهند.آنها با احمدی نژاد، به مثابه يک رييس جمهور مشروع، بر سر ميز مذاکره می نشينند و تنها دستور کار اين مذاکرات، مساله انرژی هسته است؛ انگار نه انگار که اتفاقاتی در ايران افتاده است و اتفاقاتی در حال وقوع است. همه چيز در عرصه سياست جهانی با جمهوری اسلامی به گونه ای پيش می رود که پيش از اتفاقات تابستان امسال پيش می رفت. حتی وقتی بحث تحريمها عليه دولت ايران مطرح است، باز تحريم ها در مقابل پيشرفتهای ايران در عرصه تکنولوژی هسته ای قرار می گيرد؛ انگار نه انگار که حقوق ابتدايی شهروندان ايرانی به طور روزمره از سوی دولت ايران نقض می شود. حقوق بشر يک امر جهانی است و اگر دولتی ادعای طرفداری از آن را دارد، اين ادعا، مسئوليتها و الزاماتی را نيز به همراه دارد. بی اعتنايی به اين مسئوليتها، نه فقط مردم ايران را بيشتر و بيشتر در معرض سرکوب قرار می دهد بلکه منافع دراز مدت شهروندان دولتهايی که خود را طرفدار حقوق بشر می دانند نيز به مخاطره می اندازد. زيرا به همان اندازه که حقوق بشر جهانی است، بنيادگرايی به عنوان يکی از اصلی ترين دشمنان حقوق بشر نيز تبديل به امری جهانی شده است. سکوت، تحمل و به رسميت شناختن يک دولت بنيادگرا که حقوق زنان، مخالفان و اقليتها را نقض می کند، به تقويت و صدور بنيادگرايی جهانی می انجامد که هم اکنون نيز نشانه های آن را می توان حتی در اين سوی مرزها ديد؛ کشور هلند خود يکی از جوامعی است که با مساله بنيادگرايی مذهبی به عنوان يک مساله اجتماعی و سياسی روبه روست.
در آخرين تظاهرات مردمی عليه دولت که هفته گذشته در ايران برپا شد، عده زيادی از مردم و اين بار زنان بيش از بارهای قبل، مورد هجوم و ضرب و شتم گاردهای امنيتی قرار گرفتند، زخمی شدند، بازداشت شدند و در اين ميان، تعداد زيادی از فعالان سياسی، از جمله وحيده مولوی، فعال جنبش زنان نيز به شکلی خشونت بار دستگير شدند. در اين تظاهرات، مردم شعار می دادند: "اوباما، اوباما، يا با اونا يا يا ما!" و معنای اين شعار اين است که در چشمان مردمی که برای آزادی، دموکراسی و حقوق بشر در ايران مبارزه می کنند، نمی توان بر سر ميز مذاکره با دولت ديکتاتور در مورد انرژی هسته ای يا قراردادهای اقتصادی نشست و بر سر شروط عينی حرف زد و در عين حال، با صدور بيانيه های سياسی بدون ضمانت اجرا، از وضعيت حقوق بشر در ايران انتقاد کرد. تظاهرات کنندگان به صراحت اوباما را به پرسش می کشند تا نسبت خود را با مبارزات مردمی روشن کند و همين توقع، از دولتهای اروپايی نيز وجود دارد.
من، به عنوان يک فعال جنبش حقوق زنان که از دل مبارزات مردمی می آيد، اينجا، در لاهه هلند، شهری که ديوان کيفری بين المللی برای رسيدگی به جنايات عليه بشريت در آن مستقر است، می خواهم از دو ضرورت مبرم برای جنبش مردم ايران سخن بگويم؛ ضرورتهايی که بدون مسئوليت پذيری از سوی دولتهای غربی تحقق نخواهند يافت: اول اينکه لازم است مساله حقوق بشر در ايران، در کنار مساله انرژی هسته ای، به شکلی هم سنگ، روی ميز هر مذاکره ای که يک طرف آن دولت ايران است، قرار داده شود. تا زمانی که مساله حقوق بشر، در تمامی سطوح مذاکرات سياسی و اقتصادی با دولت ايران، حداقل به طور موازی با مساله انرژی هسته ای مطرح نشود و تحريمها و ساير ضمانت اجراهای احتمالی شامل هر دو موضوع نشود، نمی توان پديرفت اقدامی واقعی برای جلوگيری از نقض حقوق شهروندان ايرانی انجام شده است.
دومين ضرورت، تعقيب کيفری و محاکمه تمامی عاملان و آمران نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در جمهوری اسلامی است. درست است که ايران، مانند بسياری از ناقضان حقوق بشر، به اساسنامه ديوان بين المللی کيفری ملحق نشده اما دولتهای غربی، از جمله دولت هلند به عنوان ميزبان ديوان بين المللی کيفری می توانند از شورای امنيت سازمان ملل بخواهند موضوع جنايات عليه بشريت را برای برپايی يک دادگاه بين المللی در مورد ايران مورد بررسی قرار دهد. از ياد نبريم که تنها با يک اقدام جهانی می توان با يک مساله جهانی برخورد کرد.
متشکرم

سياست داخلی و مشروعيت توحش! فرشيد ياسائی
"قدرت را تقسيم کنيد تا کسی قدرتمند نشود"
آغاز : از اواخرخرداد ماه سال جاری با پايان گرفتن انتخابات و کودتا در تعاقب آن. تاريخ ايران وارد مرحله جديدی شده است که چهره و رنگ و بوی ديگری دارد که به هيج وجه با سه دهه گذشته قابل قياس نيست. مردم ايران از خرداد ماه سال جاری دريافتند که کشورشان بايد تغيير و به دهکده جهانی بازگردد.مردم ايران ديگر نمی خواهند در حاشيه اين دهکده زندگی کنند. آنان دريافتند که در کنج خانه نشستن و سرنوشت خويش را به دولت و حکومتی مهجور و عقب افتاده و نيمه وحشی سپردن، برازنده جامعه شهروندی ايران امروز نبوده وهمخوان و سازگار جهان امروز نيست. ايرانی اکنون ميداند که جامعه اش بايد تغيير کند. ايرانی می داند که حاکميت ايدئولوژی در دنيای امروز جائی ندارد و سی سال تجربه حکومت اسلامی با ولايت فقيه نتيجه ای جز نکبت و سرافکندگی برای ايران و ايرانی نبوده است.
حکومتی که مخالفان خود يعنی هموطنان را دشمن می پندارد. از نظر تفکر اسلامی آنان را مرتد، محارب با خدا مفروض است که ازميان بردن آنان را صواب ميداند. نه تنها لياقت حکومت را ندارد بلکه بايد به تعقل بانيان و هوادارانشان ( داخلی و خارجی ) شک کرد. از ديدگاه مسئولين و بانيان اين حکومت، مخالفان متهم به همکاری و همياری با بيگانگان هستند. از ادامه کار و تحصيل محروم ميشوند. در هيچ انتخاباتی اجازه کانديدا شدن ندارند و حقوق سياسی – اجتماعی آنان هميشه در معرض خطری است که توسط نيروهای سياسی – امنيتی اعمال می شود. نتيجه اتخاذ اين سياست شوونيستی ، مخالفان و معترضان از کليه حقوق سياسی – اجتماعی محروم شده و بايد در کنج خانه در عزلت تماشاگر نمايشات مردان و زنان در حکومت و دولتی باشند که کشور را به لبه پرتگاه توحش و نيستی رهنمود می کنند! و بی محابا از عواقب وخيم آن به طراحی نابودی کشور ادامه می دهند! چنانکه می بينيم مسولين امنيتی حکومت ضمن سرکوبی وحشيانه مردم معترض با کمال وقاحت و بيشرمی اپوزيسيون خارج از کشور را نيز که در محيطی امن صدای داغديده مردم وطنشان را به گوش جهانيان ميرسانند ؛ تهديد وبزبان ديگر ماموران و جيره خواران خود را در خارج از کشور موظف می کنند تا برای حکومت جاسوسی کرده تا در شرايط مساعد آنان را - چنانکه بتوانند - از ميان بردارند!
آنارشيست ها شعاری زيبا و پر مغزی دارند که در ادبيات سياسی ديگر نظريه ها - با عنواين مختلف- صحت اين جمله را ثابت کرده و زبانزد شده و در دولت های دمکرات جهان به نوعی رعايت ميشود. اين جمله بدين مضمون است " قدرت را تقسيم کنيد تا کسی قدرتمند نشود ". طبيعی است نظريه کشورداری ولايت فقيه ، فرسنگ ها با اين شعار دور است. طبق نظريه حکومت اسلامی تحت استيلای ولايت فقيه جامعه به خاص و عام ؛ تبديل شده است که خاص ويژه حکومت کنندگان ( روحانيون و نظاميان وتشکل های غيرعلنی...) و عام (عوام ) يعنی حکومت شوندگان می باشند که از اين حکومت شوندگان، مردم به خودی يعنی انسان های توده ای بی هويت که مجذوب ولايت فقيه بوده که برای اجرای اوامر بايکديپگر رقابت می کنند و مردم عادی ( غير خودی ) که وظايفشان امربری از حکومت و دولت برآمده از حکومت هستند. در اين نظريه از توزيع و تقسيم قدرت خبری نيست.تنها شرط دريافت امتيازات ، منزلت و منافع در جامعه بر اساس وفاداری به اصل ولايت فقيه است. به احزاب و تشکل های غير حکومتی با ديده شک و سو ظن برخورد می کننند که هرآن می توانند مورد تهاجم قرار گيرند.هيچ تصميم گيری - حتی دولتی - بدون کسب اجازه و توزيع به رهبری معنی ندارد و کليه اموال و امکانات بايد از فيلتر رهبری و ولايت فقيه عبور کند. طبيعی است که با داشتن و اعمال اين نظريه - که تمام امکانات خوب و بد بايد از نظر ولايت فقيه و رهبری تشخيص داده شود - می بينيم که از تقسيم قدرت خبری نيست و ولايت مطلقه فقيه هرگونه معامله برسر قدرت را ممنوع و با مشت آهنين جواب ميدهد!
حال در چنين فضای سياسی - امنيتی که روحانيت و نظاميان مشترکا بوجود آورده اند. مردم انگشت به اصل نظريه يکسونگری و مطلق انگاری حکومت اشاره کرده و مطالبات حقوقی دال بر شراکت در نظام تصميم گيری و بزبان ديگر تقسيم قدرت کرده اند. سه دهه ازعمر حکومت اسلامی و بخصوص نزديک به دو دهه از زندگی ولايت مطلقه می گذرد. اراده کنترل و فشار از بالا و خاموشی از پائين به عکس خود تبديل شده است. تقريبا با اعلام نتايج انتخابات و آشکار شدن تقلب، جنبش حقوقی بوجود آمد و خيابان ها را به تصرف خويش درآورد.در اين راستا مشروعيت حکومت به زير علامت سئوال و مرجعيت و حرمت ولايت فقيه شکسته شده است. ولايت فقيه تنها از طريق اعمال خشونت و با کمک نظاميان که امتيازات و منافع مشترک دارند؛ قادرند ، نظم قبرستانی خود را ( محدود ) حفظ کنند.
قبل از بوجود آمدن جنبش، ارعاب خيابانی از طريق " طرح امنيت اجتماعی " ، انواع و اقسام گشت های بقول خودشان امر به معروف و.... آغاز شد که نه تنها وحشتی در شهرنشينان بوجود نيآورد بلکه عملا با شکست روبرو گرديد.اکنون که دامنه اين ارعاب به کليت جامعه سياسی کشور کشيده شده است. موضوع سرگرم کننده حجاب وروضه خوانی ومداحی .... جای خود را به شکنجه و تجاوز وفحاشی و جنايت و ياری گرفتن از همان اوباشی است که روزی با طرح من درآوردی امنيت اجتماعی به سرکوبی آنان پرداختند! بسيج نيروهای مختلف نظامی و غير نظامی ( اوباشان لباس شخصی ... مداحان ...) برای سرکوبی و کشتن مردم بی دفاع در واقع بازپس گرفتن مشروعيت و هيبت ولايت فقيه در جامعه است که اين نظريه به ضد خود تبديل و با شکست وحشتناکی روبرو شد.
هدف اين رفتار حکومت چه بوده است!؟ ولايت فقيه با گسترش ارعاب و حکومت نظامی چه سياستی را دنبال می کند.؟ بانيان حکومت و دولت تا چه اندازه قادرند خود را به کوری و کری زده و از واقعيت جامعه فرار کنند!؟ آيا نمی دانند که عمر ديکتاتوری بسيار زود سپری ميشود و ديکتاتور (ديکتاتورها) يا در غربت ميميرند و يا در کشور بدار آويخته خواهند شد!؟ متاسفانه اين پرسش ها مکررا در تاريخ بی پاسخ مانده و مستبد همچنان به تکرار تاريخ سرگرم است وبا تصرف قدرت سياسی ،خود را عقل کل و مردم را سفيه می پندارد!در اينجا حوصله تکرار و نمونه های مختلف نيست.
دال بر آگاهی کامل از وجود بحران در کشور مسئولين بجای چاره انديشی و استفاده از افراد ملی ، مجرب و بيطرف. تمام نيروی خود را صرف سرکوبی جنبش خيابانی ، بازداشت فعالين سياسی ، شکنجه و تجاوز در بازداشتگاه ها ، برگزاری محاکمات نمايشی و اعتراف گيری ،اخلال در خبررسانی و جاسوسی و انتشار اخبار غيرواقعی برای ضربه زدن به روحيه مبارزه سياسی ،اخراج و تعليق فعالين دانشجوئی از تحصيل نمونه هائی می باشد که رژيم ولايت فقيه می کوشد حيات خود را چند صباحی نيرو بخشد.
اين اقدامات و ده ها اقدامات ديگر تا بحال مرحمی بر زخم حکومت اسلامی نبوده است چه بسی نمکی بر زخم خويش است که به خشم وخشونت آن افزوده است! در نتيجه عميق تر شدن چالش حکومت و مردم ، چالش ميان روحانيون دولتی و غير دولتی مشخص تر شده است. ايجاد فضای پليسی و کنترل و سرکوب بيشتر نسخه نظاميان نه تنها موثر نبود و نيست . بلکه جنبش حقوقی را تبديل به جنبش ضد ولايت فقيه تبديل کرده است! اکنون بخشی از نظاميان و بخشی از روحانيونی که جيره خوار حکومت نيستند بايد به اين پرسش ها پاسخ دهند ودر مورد خونی که ريخته ( فرزندان مملکت ) شده و سرکوبی که اعمال شده و ميشود؛ به مردم توضيح دهند . آنان ناچارند برای مردم روشن کنند آيا سکوت در برابر ظلم جايز است! ؟ آيا تنها بايد نظاره گر اقدامات خون آلود ناشی از دولت و حکومت کودتا بود؟
به نظر نگارنده حکومت اسلامی در ارزيابی خود از جامعه امروز ايران وبا رشد بيش از اندازه جامعه شهروندی و تحصيلکرده و فاصله و چالش فزاينده بين شهر و روستا؛ دچار اشتباهی فاحش شد. تئوريسين های نظام اسلامی کوشيدند با بهم ريختن بافت اجتماعی و يکسان سازی شهر و روستا. به آن همانند سازی ايدئولوژی ( شهری و روستائی ) تحت عنوان امت اسلامی برسند چون انسان توده ای بی هويت خوراک مناسبی است برای ايدئولوژی که ميخواهد جهانی را همسان خود سازد!
در کشور ما ايران نيروی جوان اکثريت را دارند. اين نيروی قابل توجه جوان تحصيلکرده که عموما ساکن شهرهای بزرگ ميباشند ، مستقيما بعد از اتمام تحصيل هنگام جستجوی مشاغل و امکانات ، با اقتصاد نيز رابطه خواهند داشت. رشد نارضايتی زمانی به اوج ميرسد که مشاغل و امکانات بيشتر تحت تسلط حکومتيان و هواداران آنان تقسيم شده است.اين شيوه انحصار و تسلط - بر مشاغل و امکانات سياسی ، اجتماعی و اقتصادی - از زمان رياست جمهوری آقای احمدی نژاد رشد افزون تری داشت . داشتن سهمی ۱۲ درصد از کل مشاغل مملکت که نيروی جوان تحصيلکرده نيز بدان تعلق دارند. خود موضوع مناقشه است که در ايران امروز با آن روبرو هستيم.چنانکه ميدانيم در پايان سال ۷۰ شمسی هفتاد درصد کل جمعيت کشور ساکن شهرهای بزرگ کشورشدند. که در ساختار سنتی روستا ها نيز تغييرات انجام شد. اين بدان معنا نيست که اين هفتاد درصد ساکن شهرهای بزرگ کشور به زندگی و حقوق شهروندی خود خوی گرفته اند بلکه آنان ساکن و شهر نشين جديد شهرهای بزرگ بوده که برای کار و درس مکان زندگی خود را تغيير داده اند و از نظر جامعه شناسی چندين دهه طول خواهد کشيد تا - شهرنشين به شهروند - تحول يابند.
در رابطه با سياست خارجی : انتظار معقولی نمی توان از دستگاه سياست خارجی ايران در ايفای نقش موثری در منطقه داشت. کمرنگ شدن نقش کارشناسی وزارت امور خارجه در فرآيند تصميم گيری در دولت آقای احمدی نژاد خود مصيبتی است که به سياست داخلی کشور برميگردد . از بارزترين نمونه های آن همين پرونده هسته ای و اتفاقات و نمايشات اخير است. موضع گيری متعارض بخش های مختلف اعضای شورای امنيت ملی خود حکمتی است ويژه خود . فقدان اجماع ملی در حوزه تصميم گيری، وضع مجلس اسلامی که در يکدست کردن آن هزينه زيادی شد ، عدم کارائی خود را روز به رزو نمايان تر کرده است. تمايل آقای احمدی نژاد برای اجرايی شدن نيت و سليقه شخصی خودشان با بهره گيری از افراد نالايق آشنايان ونزديکان خود عدم کارآئی دولت و مجلس را دوبرابربه ثابت رسانده است.
اصولا بين اظهارنظر و عمل آقای احمدی نژاد بخصوص در رابطه با سياست داخلی ، تضادهای جدی وجود دارد. چنانکه مشاهده ميشود در جائی ( در رابطه با اعتراضات گسترده از چهار ماه گذشته ) که با مردم معترض چنين رفتار وحشيانه ای صورت می پذيرد، وی خود را از مجموعه اعمالی که انجام پذيرفته کنار ميکشد و قوه قضائيه کشور را متهم به اين رفتار خشونت آميز می کند. و برای اثبات نظريه خود از استقلال قوه قضائيه در ايران صحبت می کند. ايشان برای رهائی از مسئوليت در نقش رئيس قوه اجرائی کشور، حاضر ميشود ارکان ديگری از همان نظامی که وی رئيس جمهورش است؛ خراب کند و زير سئوال کشد ! حال اگر از رئيس قوه قضائی نيز توضيح بخواهيم، ارگان ديگری را متهم می کند. يکی از مشکلات اساسی نظام حاکم و بانيان آن اين است که نمی خواهند باور کنند : در کشور بحران وجود دارد و آنان قادر نيستند در رفع آن اقدام کنند!
اگر حکومت اسلامی بتواند با چاره جوئی و و تدبير بزرگانش برچالش ها و زخم های درونی حکومت خود مرحم و اختلافات درونی را نيز کاهش دهد . اعتراضات تداوم خواهد يافت چون فضای انتقادی در ايران امروز در سطح عمومی نهادين شده است. حکومت اسلامی بيهوده می کوشد مشروعيت و مقبوليت از دست رفته اش را با رفتار وحشيانه نيروهای نظامی – امنيتی باز يابد! حکومت حتی با بسيج همه نيروهايش و کنترل همه جانبهاش در سطح کشور، قادر نخواهد بود اين امور را کنترل کند.حکومت اسلامی نقش بارز معترضين خارج از کشور را کودکانه کم ارزش می داند در صورتی که چنين نيست و با اوج گيری جنبش در ايران ، نيروی آنان بيشتر و متحد تر شده است و هرگز خاموش نخواهند شد.
عليرغم هواداران ( خاموش) حکومت اسلامی در خارج از کشور که برای جمع آوری اطلاعات در نخستين اعتراضات حضور داشته و کم کم در نهان جنبش را به سخره گرفته و تنها به انتشار اخبار و اطلاعات نادرست پرداخته اند. آنان نيز بايد بخوبی بدانند که روزی (مانند جيره خواران درون کشور ) رسوا خواهند شد و بايد تاوان اعمال خويش را بپردازند! جنبش خارج از کشور در راستای ( با تمام اختلافاتش ) جنبش در شهر های کشور بوجود آمد تا حرکت و ندای مردم معترض ايران را جهانی و تقويت کند. چنانکه می بينيم موفقيت نيز داشته و با خبررسانی و استفاده از دنيای مجازی هر روز گوشه ای از جزئيات جنايات و رفتارهای ناشايست ماموران حکومتی ( داخلی و خارجی ) برملا ميشود. و اين رفتار ناشايست و غيرانسانی جيره خواران حکومت ، کوره جنبش را داغ نگه داشته است.
جنبش در ايران روز به روز، وارد ابعاد جديدی ميشود که گاها از خواست رهبران معنوی آن نيز خارج و عليرغم رنگ سبز واحد آن ، رنگين تر و شعار هايش متفاوت ميشود. در اين جنبش نوين هنر و ادبيات ويژه ای بوجود آمده که حتی قابل مقايسه با انقلاب بهمن ۵۷ نيست. شرکت اقشار مختلف اجتماعی و خانواده ها خود تضمينی است برای عمر جنبش. وفاداری رهبران جنبش به نظام اسلامی با تشکيل داد گاه های فرمايشی – نمايشی اخير وارد ابعاد ديگری شده است که ظرفيت جنبش و سرنوشت آنرا رقم ميزند. رهبران معنوی اين جنبش بايد بخوبی بدانند که اين امکان هست که خود قربانی چنين دادگاه های شوند چه با اعلام وفاداری به نظام و چه غير!
در خاتمه می پردازيم به مشکلات و چالش هائی که جنبش نوين در برابر خود دارد. چنانکه ميدانيم جنبش نوين بخاطر همه گير بودن آن ظرفيت بسياری نيز دارد که نظرات بسياری را می تواند درخود جمع کرده و به نيروی خويش بيفزايد و اين نقطه قوت آن است. اما بايد زمانی مشخص کند: چه چيزی را می خواهد وچه چيزی را نمی خواهد ! آيا در مسير تشکيل جامعه و حکومتی ملی و دموکراتيک قدم بر ميدارد يا خير؟ تنوع و تکثر در جامعه به بالندگی جامعه ميفزايد و در شکوفائی جامعه ياری ميرساند اما اين تکثر ( پلورآليسم ) بايد مديريت شود و اين مديريت - در مجلس و دولت ملی کشور در آينده- بايد در هدايت جامعه نقش بازی کند.وجود رسانه های آزاد شايد اين فرصت را بوجود آورند که اين بحث جنبه عمومی بخود گيرد و تا آن زمان جنبش خارج از کشور می تواند اين مهم را انجام دهد.
چنانکه ميدانيم مطبوعات آزاد در کشور وجود ندارد و آنچه که هست بايد در مسيری باشد که کودتاچيان تشخيص ميدهند.صدا و سيما دربست در اختيار حکومت و زير نظر مستقيم ولايت مطلقه فقيه است و مردم کوچکترين امکان دستيابی بدانان را ندارند.پايگاه های دنيای مجازی در سطح کشور بدان درجه نيست که پوششی همگانی داشته باشند ولذا محدود عمل می کنند با وجود آنکه جوانان معترض در کشور با امکانات محدود برای خبررسانی بيشترين استفاده را از آن می کنند. جنبش نوين ايران به صدا و سيما مستقل مستقر در خارج از کشور( کشورهای اروپائی ) نياز دارد که رابطه نزديکی با مردم کشور و مردم دنيا برقرار کند.
(۱) - بحث مديريت جهانی را لااقل کسانی مطرح می کنند که در عرصه اقتصاد ملی موفقيت نسبی کسب کرده باشند.

تخريب روانی در سلول های انفرادی (بخش نخست)، نيما راشدان
مقدمه
بخش اول: از بازداشت تا بازجويی
چند مثال ساده دستکاری روانی - psychological manipulation
سناريوهای بازداشت و بازجويی
سناريوی تخريب روانی
تخريب روانی متهم، حتی قبل از بازداشت آغاز می شود. در عملکرد سازمانهای امنيتی، پليسی خصوصا در غياب کنترل مؤثر نهادهای حقوق بشری اصول و راهکارهای مشترکی وجود دارد. من در اين فصل از تاکتيکهای مورد استفاده در جهان کمونيسم و همچنين دانش فنی خارج شده از طبقه بندی محرمانه در غرب استفاده کردهام.
در ادامه اين گفتار به ورود متهم به مرحله بازجويی، تکنيکهای بازجويی و تخريب و سپس نمادها و نشانه های بيرونی ضايعات ناشی از سلول انفرادی و تشخيص اين عوارض خواهم پرداخت.
[برای ارسال نظرات خود در باره اين مقاله، اينجا را کليک کنيد]

استراتژی شکست؟ ابوالحسن بنی صدر
پرسش ها از ايرانيان و پاسخ ها از ابوالحسن بنی صدر
بحث در باره نظرهای هموطن گرامی که بحق خواستار آنست که در اولين فرصت ايران از ولايت مطلقه فقيه و ستون پايه های قدرت بياسايد:

مزدک علی نظری، روزنامه نگار و سردبير سايت "خبرنگاران صلح" بازداشت شد، هم ميهن

مزدک علی نظری، روزنامه نگار و سردبير سايت «خبرنگاران صلح» از چند روز پيش بازداشت شده است.
علی نظری در تماس کوتاهی با خانواده اش، بازداشت خود را تاييد اما از مکان نگهداری خود اظهار بی اطلاعی کرد. هنوز از علت بازداشت و اتهام او اطلاعی در دست نيست.
اين روزنامه نگار تنها زندگی می کرد به همين دليل خبر يازداشت او ديرتر از حد معمول منتشر شده است.
علی نظری در سال ۸۶ يکی از برندگان جايزه شادروان «مهران قاسمی» بود که از سوی انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران برای يادبود اين رونامه نگار فقيد برگزار شد.

"برای بهمن"، به ياد کيوان صميمی، احمد زيد آبادی و عبدالله مومنی، حميد حميدی

مطالب مورد نظرتان را در این وبلاگ جستجو کنید
نوشته های پیشین این وبلاگ
-
▼
2009
(3242)
-
▼
نوامبر 2009
(415)
- فیلم: باد صبا
- بیخود نیست که شعار میدهند: جمهوری ایرانی
- من نگران هستم! متن سخنرانی شادی صدر در مراسم اهدای...
- سياست داخلی و مشروعيت توحش! فرشيد ياسائی
- تخريب روانی در سلول های انفرادی (بخش نخست)، نيما ر...
- استراتژی شکست؟ ابوالحسن بنی صدر
- مزدک علی نظری، روزنامه نگار و سردبير سايت "خبرنگار...
- "برای بهمن"، به ياد کيوان صميمی، احمد زيد آبادی و ...
- ديوار برلين بر گرد سرزمين من! شکوه ميرزادگی
- تجمع خانواده های زندانيان سياسی مقابل قوه قضائيه ب...
- فارس: تجمع بانوان تهراني براي دستگيري قاتل ندا آقا...
- پرونده سازی هاشمی برای کروبی در سال 1368 از زبان آ...
- نقدی به مقاله «میراث جنبش سبز»و مقالات پس از آن
- به کجا میرویم؟ / محمد محمدی اردهالی (c) موج سبز آ...
- آهای سردارک! تفنگت را زمین بگذار / طراحی سبز
- گزارش ویدیویی مصاحبه 18 آبان میرحسین موسوی
- پنجره اي رو به خانه پدري پنجشنبه ۱۲/۱۱/۲۰۰۹ دکتر ع...
- سخت ترين لحظه زندگي شما چه بود ؟ - خبرنامه سایت ای...
- شجريان به ياد مشكاتيان گريست و خواند
- چاره ای جز به رسمیت شناختن جنبش سبز ندارید
- بررسی آماری شیب تند ریزش هواداران جنبش سبز
- عکسها و فیلمهایی درباره تخریب اموال عمومی توسط لبا...
- عکس شهید باکری را پاک کردند!
- خاطراتی جالب از شیوه زندگی شهید بهشتی
- رييس صدا و سیما حضور موسوى و كروبى در تلويزيون را ...
- ایران شده بازداشتگاه اوین شده دانشگاه - دانشگاه خو...
- عکس: احسان فتاحیان
- عکس: محمود باما
- گفتگوی روزانه محسن سازگارا پنجشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۸
- شرط هاشمی برای حضور در نماز جمعه
- آیا دوران ریشسفیدی هاشمی رفسنجانی به پایان رسیده ...
- مجموعه عکس از جهانگیر رزمی - 1 تا 11 فوریه سال 197...
- مجموعه عکس از جهانگیر رزمی - دانشگاه تهران- 13 آبا...
- گاندی و مبارزه مسالمت آمیز - هدایت سلطان زاده
- شمسالواعظین: رادیکالشدن سبزها خطاست - خبرآنلاین
- کمبوجیه هم سبز از آب درومد! - وبلاگ آینده ما
- بازداشت 5 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران پس از ت...
- دادگاه 48 تن از بازداشت شدگان تظاهرات 13 آبان شیرا...
- مشابهت تاریخی - حنیف مزروعی
- سعید حجاریان ادعای رسانه های حامی دولت بؤآمده از ک...
- سه شنبه 26 آبان برگزار خوهد شد / مناظره زیباکلام و...
- بیش از 110 روز بازداشت کبری زاغهدوست و مصطفی اسکن...
- بیانیه دفتر تحکیم وحدت به مناسبت پاسداشت 18 آبان، ...
- این خیابانها دوباره از آن ما میشوند
- بازداشتگاه «خورین ورامین» یا شعبه دیگر «کشتارگاه ک...
- آخرين دفاع از نبوی اخذ شد، ايلنا
- فقر و استبداد، پیامد ورود سپاه به فعالیتهای اقتصادی
- اولین نوشته الپــر پس از آزادی از زندان
- تعارض حقوق شهروندی با قانون اساسی جمهوری اسلامی - ...
- دانشگاه آکسفورد از اعطای بورس تحصيلی بنام ندا آقاس...
- پنجره اي رو به خانه پدري چهار شنبه ۱۱/۱۱/۲۰۰۹
- نظارت پلیس بر اینترنت و تهدید کاربران؛ واهمه حکومت...
- رقص اروتیک - مانا نیستانی
- روايت تصويري از گذشته تا امروز كيهان - چرك نويس
- درستی خبر کشف و ضبط ۱۸.۵ میلیارد دلار پول و طلای ا...
- تصاویر بزرگداشت پرویز مشکاتیان در دانشگاه تهران و ...
- برای 280 نفر از ساکنان کوی دانشگاه تهران این نامه ...
- ابهام در مورد اجرای حکم اعدام احسان فتاحیان - بی ...
- احسان فتاحیان اعدام شد
- هاشم آقاجری در ديدار با دانشجويان دانشگاه تهران: "...
- تاملی بر اعدام احسان فتاحيان و دلایل غیر قانونی بو...
- شکایت یکی از وکلای پایه یک دادگستری علیه سعید مرتض...
- دكتر فاطمی؛ شهيد راه حق و حقيقت
- جنبشی "جعلی" که مرده به دنیا آمد
- حکومت مستضعفان (خُسن آقا)
- غیبت چهار ماهه هاشمی از نمازجمعه؛ نارضایتى یا حذف؟...
- شیرین عبادی با بان کیمون دیدار کرد - رادیو زمانه
- اعتصاب غدای گستردهی دانشجویان علموصنعت در اعتراض...
- خبر شرکت ۲ مامور نیروی انتظامی در تجاوز گروهی به ی...
- خاطرات/ نامه آیت الله العظمی منتظری به امام خمینی ...
- اتهام زیدآبادی: تلاش برای کاندیداتوری عبدالله نوری...
- (خبر فوری ) اعدام احسان فتاحیان متوقف شد / اعتراض ...
- فاش شدن چگونگی تشکیل گردان فیلمبرداران بسیجی و نظا...
- پنجره اي رو به خانه پدري سه شنبه ۱۰/۱۱/۲۰۰۹ دکتر ع...
- چک یک میلیارد و پانصد میلیون دلاری خریدار مخابرات ...
- نامه ی دلیرانه احسان فتاحیان زندانی سیاسی کرد،دو ر...
- هرمنوتیک فلسفی حسین ابراهيم نبوي
- سرداران درنگ کنید! شما با سرکوب و بستن راه اصلاحات...
- ایران در سالگرد سقوط دیوار برلین/ کاریکاتور نیکآه...
- خامنه ای در سال 65 : استمرار ولایت فقیه در وجود آی...
- کتک زدن یک پیرمرد با باتوم توسط نیروهای سرکوبگر ۱۳...
- خیابان؛ رسانهیی که سانسور نمیشود - مجتبی سمیعنژ...
- تصویر ندا آقاسلطان در دست یک حاجی با مچ بند سبز در...
- کاش های پس از سیزده آبان! آیدا قجر
- برآمدن سپاه پاسداران در اقتصاد رانت خواری ايران؛ ۱...
- قدرتطلبی و کودتاگری فرهنگی با نقاب فرهنگ دوستی
- دومین نامه محمد نوری زاد به رهبر انقلاب: پرده بردا...
- نامه یک شهروند ایرانی در دفاع از پیشنهاد محسن مخمل...
- جنبش سبز نزدیکتر به دمکراسی از تمام جنبشهای تاری...
- کابوس ۵۷ - محسن نژاد - گذار
- تسخیرکنندگان سفارت آمریکا بعد از ۳۰ سال - گذار
- گفتگوی روزانه محسن سازگارا دوشنبه ۱۸ آبان ۱۳۸۸
- شماره هجدهم نشریه "سبزینه" را از اینجا دریافت کنید
- تجمع ماداران عزادر از پارک لاله به خیابان کشیده شد.
- تصوير تاريخيترين چك كشور - تابناک
- چگونگی محاکمه جنایات جمهوری اسلامی
- ویدئو: ایران مال ایرانیه نه آمریکا نه روسیه
- خانواده هاي دستگير شدگان 13 آبان همچنان پيگير وضعي...
- با تمام توان در برابر دولت کودتا ایستادگی خواهیم کرد
- رئیس سابق حراست زیمنس: جاسوس جمهوری اسلامی؟
- فاجعه ای آموزشی در ادامه ی تاريخ زدايی
- گزارش تصويری از "تظاهرات سکوت" و گردهمايی ايرانيان...
- ازتصاویر معدود خمینی بدون عمامه
- فارس: تعداد نمايندگان شاکی موسوی به ۱۴۴ نفر افزايش...
- صلاحيت قضايی جهانی، عبدالکريم لاهيجی - گویا
- اعلام زمان اجرای حکم اعدام احسان فتاحيان، زندانی ک...
- امام خمینی: اگر سپاه بگوید جانم فدای رهبر ، می شو...
- نخستین بیماران پارازیت های سپاه به مراکز درمانی مر...
- «عدم خشونت»: استراتژی سیاسی یا نحوه نگرش جدید به س...
- می خواهم از پلیس نترسم: ضرورت پیوستن به «جنبش سبز»...
- ویدئو: قرار ما این نبود
- پنجره اي رو به خانه پدري دوشنبه ۰۹/۱۱/۲۰۰۹ دکتر...
- کسانی سعی میکنند مردم در جهل باقی بمانند
- به نیابت از چه کسانی "ببخشیم اما فراموش نکنیم"؟ - ...
- هنوز اتفاقی نيفتاده، همه چيز گران شده است
- دیدار تازه با آیت الله العظمی منتظری - محمد شوری -...
- مبارزه مسالمت آمیز، هم استراتژی هم تاکتیک - ابراهی...
- ویدیوی جدید در سوتی بسیج درپرتاب گاز اشک آور و برگ...
- 50 میلیارد دلار ضرر در سال، بخاطر مهاجرت نخبگان از...
- قیام سبز شیر زنان و دلیر مردان ایران در روز سیزده ...
- پیشنهاد پیشنویس قانون اساسی جدید و مدرن برای ایران...
- کارنامه ضعیف سیاسی-انتخاباتی ضرغامی
- موسوی: عده ای نفعشان بر این است که در جامعه اختلاف...
- چرا ایرانیان – آمریکایی نیستند
- شنیدههایی از مراکز ارسال پارازیت در تهران
- زدن معترضان13آبان برای ارضاء امیال شخصی
- واشنگتن پست: جایزه صلح نوبل باید به ندا آقا سلطان ...
- حكم اعدام احسان فتاحيان، زنداني سياسي محكوم به اعد...
- ◄ اکتبر 2009 (403)
- ◄ سپتامبر 2009 (638)
- ◄ ژوئیهٔ 2009 (764)
-
▼
نوامبر 2009
(415)
به نظر شما آینده جبهه اصلاحات چگونه خواهد بود؟
خوانندگان عزیز
مسئوليت اخلاقي و حقوقي مقاله ها، گزارشات و خبرها، طنز و کاريکاتور و نظرات انعکاس يافته خوانندگان که درج مي شوند، برعهده نويسندگان آنها و منابعي است که مقاله يا اطلاع و خبري از آنها نقل مي شود . وبلاگ آرشيو موج سبز تنها مکاني براي بايگاني آنهاست و از هرگونه مسئوليت حقوقي نسبت به شکل و محتواي مندرجات مبرا است.
