جهت مشاهده لیست خبرها به انتهای مطلب جاری مراجعه نمائید

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۴, سه‌شنبه

بهاره قائمی:عکسش را شناختم ، صورت پوشیده از ریشش را!


بهاره قائمی:عکسش را شناختم ، صورت پوشیده از ریشش را!

میهن / دوشنبه ۱۳ اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ - خانم بهاره ی مقامی معلم مدرسه ی کودکان که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات، توسط نیروهای حکومت دستگیر و سپس از سوی حسین طائب فرمانده ی وقت بسیج مورد تجاوز قرار گرفت، به مناسبت روز معلم شرحی از اتفاقاتی که در زمان دستگیری بر او گذشته، نوشته است.

وی یادآوری کرده است که این نوشته به بهانه ی مقاله ای است که روز جمعه ی گذشته تحت عنوان «برای معلم کودکان, بهاره مقامی» منتشر شد.

به مناسبت روز معلم در بلندای اندیشه و در اندیشه ای بلند بود که حافظ گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند…جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد. حال پس از گذشت صدها سال از این اوج به چونان هزیزی رسیده ایم که رئیس دولتمان – که باید دولتمرد باشد – مخالفین را بزغاله می خواند و گویندگان اسرار را نه تنها بر سر دار سربلند نمی کند، که در کنج سردابه ها و دخمه های ننگین حرص و هوس به داغی می آلاید که دیگر سری برای بلند کردن باقی نمی ماند. سر می ماند، اما جان گویی که از درون جسم رخت بر بسته است. حالا برای سر بلند کردن عبور از دیوار های سترگ فرهنگی پوسیده و متعصب لازم است. از همه سوی پیام های هم وطنانم را می شنوم که می گویند بهاره سر بلند کن، آری، از بیرون گود گفتنش آسان است… همین پیام های روح بخش بود اما که مرا به زندگی باز گرداند، زندگی قبلیم نه، یک زندگی جدید، با یک هدف جدید و برای فردایی جدید. نه تکرار وهم آلود قرنها تبعیض و استبداد و سرکوب. جان اما دیگر برایم آنقدرها عزیز نیست، می دانم آنقدر فریادم تکثیر شده است که خاموشی نمی پذیرد. در ماه هایی که گذشت بارها آرزوی مرگ کردم، جانم را هم اگر بگیرند به آرزویم رسانده اند، پس می گویم، می گویم چرا که من دیگر شکست ناپذیرم، تبدیل به صدایی شده ام که از هزاران حنجره فریاد می شود، هم میهنم، پروازم را به خاطر بسپار. از حسین می نویسم. دقت کرده اید که در فیلمها و سریالهای جمهوری اسلامی نام شخصیت جنایتکار و قاچاقچی فیلم همیشه کامبیز است، یا کورش یا جمشید؟‌ و در مقابل شخصیت مثبت و نجات دهنده همیشه حسین است، یا علی، یا محمد، ترجیحاً ملقب به حاجی و سید؟ در سرگذشت من اما نقشها جابجا شده بود، حسین قصه ی غصه ی من، مرا به گور عشق و امید هدایت کرد. گویی دری از درهای جهنم باز شده بود و موجودی که انگار تجسم هر آنچه زشت و کریه است و منفور پا به جهان گذاشته بود. کوهی از نفرت و توحش که در لباس مردی روحانی به نماز ایستاده بود، و دقایقی پس از پایان نماز در بستر خونین دختری هراسان به تجاوز نشسته.

.. نامش را نمی دانستم، عکسش را که در اینترنت دیدم او را شناختم، کابوس شبان و روزهایم را. صورت پوشیده از ریشش را و نفرین ابدی چشمهای هرزه اش را. عبای متعفن و خیس از عرق تابستانش را. حسین طائب را. گفت دانشجوی کجایی؟‌ گفتم دانشجوی دانشگاه تربیت معلم بوده ام، حالا هم درسم تمام شده و کار می کنم، معلمم. گفت به دستور کی به خیابان آمدی؟‌ لیدرت کی بوده؟‌ گفتم هیچ کس، لیدر نداشتم. پاسخ دست سنگینش بود که پشت سرم فرود آمد، صورتم خورد به میز مقابل و صدای دندانهایم را شنیدم که ریخت توی دهنم. خودش ماها را انتخاب کرده بود، من و هشت دختر دیگر را، از میان گروه ۳۰-۴۰ نفری بازداشت شدگان. نمی دانم بر چه اساسی انتخاب می کرد، هیچ کدام از ما فعال سیاسی نبودیم. ما را جدا کرد و برد به یک بند. گویا در زندان خیابان سئول در قرارگاه ثارالله بودیم، این را از روی شرح حال های دیگرانی که آنجا بوده اند می گویم، چون همه ی ما را وقتی گرفتند چشم بند زدند و با ماشین های سیاه رنگی بردند. همین را می دانم که در زیر زمین بودیم. بعد از حدود یک شبانه روز سرگردانی و بی خبری به بندمان آمد. آمد و یکی از ما را که دختر زیبا و مهربانی به اسم مهسا بود همراه برد. تا بحال شده پرنده کوچکی را در دست بگیرید و ببینید که قلبش چقدر تند می زند؟ ‌قلب مهسا همان طور می طپید. فکر کردیم شاید می خواهند آزادش کنند، یا شاید خانواده اش آمده اند دنبالش، شاید وثیقه بگذارند و ببرندش. هیچ کس نمی دانست که چه سرنوشتی در انتظار است. یکی از دختران همبند که شوخ طبع و سر خوش بود سعی می کرد که جوک بگوید و بقیه را بخنداند و حال و هوا را کمی عوض کند. همه اما از بی خبری و انتظار در عذاب بودند. ناگهان صدای ضجه جگرخراش مهسا بلند شد. صدای فریاد او آنقدر جانسوز بود که همه ما را در جا میخکوب کرد. همه در سکوت و بهت و ناباوری به هم خیره شدند. رعب و وحشت بر تن همه مان سایه انداخته بود، دیگر کسی جوک نگفت، دیگر کسی نخندید، مهسا را دیگر ندیدم… یادآوری این صحنه ها هنوز هم برای من سهمگین است، هنوز هم نگاه آخر او را به خاطر دارم، هنوز هم صدایش در گوشم می پیچد،با این حال در نهایت نا امیدی می نویسم مهسا جان، اگر هستی و این را می خوانی از خودت پیغامی بده. بگو که هستی، بگو که زنده ای. حسین پس از اینکه بازجویی!! را تمام کرد مرا به دست دو زندانبان بی صبری که دم در مراقب بودند سپارد تا آنها هم به من تفهیم اتهام کنند و محاکمه و حکم، همه را یک جا برگزار کرده باشند.

چه بودم برایشان؟‌ غنیمت جنگی؟! اما کدام جنگ؟‌ واجب القتل؟‌! اما به کدامین جرم؟‌ مفسد فی الارض؟! برای معلمی؟‌ خس و خاشاک؟!‌ آری، من خسی بودم در چشم تنگ نظر و متعصب و ذهن متوحش و هرزه ی آنان… ***** دست در دست هم دهیم به مهر میهن خویش را کنیم آباد یار و غمخوار یکدگر باشیم تا بمانیم خرم و آزاد شعری ساده و کودکانه، که شاید باید بیشتر بخوانیمش. یک سال پیش در چنین روزی وارد کلاس درس که شدم بوی گل به استقبالم آمد. نوگلان کوچکم را دیدم که هر یک شاخه گلی در دست داشتند و لبخندی به لب. در یک لحظه عالمی را سِیر کردم، آینده ی این ۳۲ غنچه ی زیبا را دیدم که هر کدام برای خودشان دختر خانمی شده اند و شاهدی یا مادری یا مدیری. در همه وجودم لبخند شکفت و شادی غنچه کرد. این دومین سالی بود که روز معلم را به عنوان یک معلم تجربه می کردم، و امسال سومین سال است…امسال اما کلاسم خالیست، از لبخند و غنچه و شکوفه خبری نیست. از خوابی شیرین برخاسته ام انگار، گلستان ایرانم را می بینم که از سیاهی، به لجنزاری مانند است، ابرهای تباهی را می بینم که جلوی نور مهرآمیز خورشید ایرانم را گرفته اند و به شهود و ادراک و آزادی اجازه عرض اندام نمی دهند… آری این دیار سخت به آموزگاران نیازمند است، چرا که در نور معرفت است که لجنزار رنگ می بازد و بهار شکوفه می کند.

بهاره مقامی ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۲, یکشنبه

شعار مرگ بر ديکتاتور در روز جهانی کارگر


gooya news :: politics : مراسم روز کارگر با شعار مرگ بر ديکتاتور در مقابل وزارت کار، فعالين حقوق بشر و دمکراسی


مراسم روز کارگر با شعار مرگ بر ديکتاتور در مقابل وزارت کار، فعالين حقوق بشر و دمکراسی

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران، هزاران نفر از کارگران و مردم تهران در مقابل وزارت کار مراسم گراميداشت روز جهانی کارگر را با شعار مرگ بر ديکتاتور آغاز کردند.

روز شنبه از ساعت ۱۶:۰۰ به وقت تهران هزاران نفر از کارگران و مردم تهران از چند جهت به سوی وزارت کار در حال حرکت بودند. حوالی ساعت ۱۷:۳۰ تعدادی از کارگران و مردم در خيابان جيحون اقدام به سر دادن شعارهای مرگ بر ديکتاتور نمودند که با يورش و حشيانه گارد ويژه مواجه شدند. همزمام با آنها ماشينها اقدام به بوق زدن ممتد نمودند.هر لحظه بر تعداد جمعيت افزوده می شود.
نيروهای سرکوبگر گارد ويژه، نيروی انتظامی ،سپاه پاسداران، لباس شخصيها و بسيجی ها منطقه را به صورت پاداگان در آورده اند.امام مردم بصورت دسته های چند صد نفره در آنجا حضور دارند. نيروهای موتور سوار گارد ويژه و لباس شخصيها در حال گشت زدن و ايجاد رعب و وحشت هستند.
ولی کارگران و مردم به اقدامات سرکوبگرانه آنها توجهی ندارند و قصد برگزاری گسترده اين مراسم را دارند فضای منطقه بسيار متشج می باشد.
ظهر امروز تعدادی از کارگران در مقابل مجلس تجمع کرده بودند که با يورش و حشيانه گارد ويژه مواجه شدند و در گيری شديد بين آنها و کارگران ايجاد شد که منجر به شعار دادن کارگان عليه ديکتاتوری حاکم شد.

هزاران نفر از کارگران قزوين روز جهانی کارگر را گرامی داشتند، فعالين حقوق بشر و دمکراسی

بنابه گزارشات رسيده به فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران،هزاران نفر از کارگران قزوين برای گراميداشت روز جهانی کارگر تجمع کردند و عليه اخراج کارگران و ساير مشکلات کارگری دست به اعتراض زدند.

روز شنبه ۱۱ ارديبهشت از حوالی ساعت ۰۹:۰۰ صبح هزاران نفر از کارگران قزوين در ورزشگاه يادگار امام تجمع کردند و روز جهانی کارگر را گرامی داشتند. نمايندگان کارگران طی سخنرانيهای خود خواستار پايان دادن به قرار دادهای موقت و رسمی شدن کارگران،حق بيمه،و ساير مشکلات کارگری شدند. در اين راستا کارگران اقدام به دادن شعارهايی عليه شرايط فاجعه بار کارگران سر دادند. اين تجمع تا ساعت ۱۳:۰۰ ادامه داشت.
همچنين از صبح امروز نيروهای سرکوبگر در نقاط مختلف شهر قزوين مستقر شدند که از جمله آنها چهار راه و ميادين شهر بود .آنها با خودروها و ماتورهای خود در سطح شهر گشت می زدند.حضور نيروها سرکوبگر در سطح شهر بی سابقه گزارش شده است.

تجمع کارگران شيرازی مقابل استانداری فارس؛ کارگر، روز بيکاری ات مبارک! کلمه

تجمع کنندگان با در دست داشتن پلاکاردهايی تاکيد کرده بودند که اخراج کارگران، آن ها را به “سرنوشت سياه” دچار می کند.همچنين در پلاکارد ديگری نوشته شده بود: ”کارگر،روز بيکاريت مبارک، تا حق خود را نگيريم از پا نمی نشينيم”.


کلمه: ساعت ۱۰ صبح امروز ۱۱ ارديبهشت(اول می)کارگران در شيراز به مناسبت روز کارگر،تجمع اعتراضی برپا کردند.

به گزارش خبرنگار کلمه، اين تجمع که در دقايق اوليه نزديک به پنجاه کارگر در آن حضور داشتند در مقابل استانداری فارس در خيابان آزادی شيراز در حال برگزاری است.

تجمع کنندگان با در دست داشتن پلاکاردهايی تاکيد کرده بودند که اخراج کارگران، آن ها را به “سرنوشت سياه” دچار می کند.همچنين در پلاکارد ديگری نوشته شده بود:”کارگر،روز بيکاريت مبارک،تا حق خود را نگيريم از پا نمی نشينيم”.

يکی از کارگران حاضر در اين تجمع گفت که حدود چند ماه است از مجتمع صنعتی گوشت فارس اخراج شده و هفت ماه است که حقوق نگرفته است.

اين کارگر که نام خود را اعلام نکرد،تاکيد کرد بيش از دو ماه است که مجتمع صنعتی گوشت فارس به دليل خصوصی سازی تعطيل شده و نزديک به ۱۲۰۰ کارگر اين واحد صنعتی از کار بيکار شده اند.

کارگران اين واحد صنعتی ۲۲ فروردين گذشته و پنجم ارديبهشت نيز مقابل دفتر مجتمع صنعتی گوشت تجمع کرده بودند.

همچنين اول دی ماه سال گذشته و به هنگام سفر محمود احمدی نژاد به شيراز،کارگران اين واحد صنعتی و کارگران صنايع مخابراتی راه دور ايران با حضور در مقابل ورزشگاه حافظيه،محل سخنرانی رئيس دولت دهم، خواستار توجه هیأت دولت به مشکلات اين واحدهای صنعتی شده بودند.

کارکنان مجتمع گوشت فارس در همين روز در ورزشگاه حافظيه، به دليل وابسته بودن اين واحد صنعتی به وزارت جهاد کشاورزی،با در دست داشتن پلاکاردهايی خواستار توجه وزير جهاد کشاورزی به وضعيت خود شده بودند.


صدها نفر از کارگران تبريزی با تجمع در مقابل اداره کار روز جهانی کارگر را گرامی داشتند، فعالين حقوق بشر و دمکراسی

نابه گزارشات رسيده به "فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران"،صدها نفر از کارگران و مردم در مقابل اداره کار شهر تبريز تجمع کردندو ضمن گراميداشت روز جهانی روز کارگر عليه اخراجهای گسترده ،بيکاری و فقر اعتراض کردند.
روز شنبه ۱۱ ارديبهشت ماه صدها نفر از کارگران و مردم تبريز در مقابل اداره کار تبريز در خيابان خمينی ،نيمه راه –راه آهن برای گرامی داشت روز جهانی کارگر تجمع کردند. کارگران عليه اخراجهای گسترده،بيکاری و فقر اعتراض می کردند.

اين تجمع از حوالی ساعت ۱۱:۰۰ صبح آغاز شده است و تا لحظه ارسال گزارش صدها نفر در آن شرکت دارندو هر لحظه بر تعداد شرکت کنندگان افزوده می شود.مراسم گراميداشت روز جهانی کارگر عليرغم حضور گسترده نيروهای سرکوبگر همچنان ادامه دارد.
نيروهای سرکوبگر انتظامی ،سپاه پاسداران،بسيج و لباس شخصی در منطقه حضور گسترده ای دارند. بنابه گفته شاهدان عينی بيش از ۴۰ خودروی نيروهای سرکوبگر در آنجا مستقر شده اند. همچنين تعداد زيادی از نيروهای موتور سوار که باتون بدست هستند در منطقه در حال گشت زدن هستند.مامورين لباس شخصی وزارت اطلاعات و سپاه پاسدارن حضور گسترده ای دارند .

کروبی: نترسید! به خیابان بروید!

IranPressNews : ايران پرس نيوز: کروبی: نترسید! به خیابان بروید!: "کروبی: نترسید! به خیابان بروید!"

این دولت تا می‌تواند به نارضایتی مردم دامن می‌زند. به همین دلیل مردم با وجود همه نگرانی‌ها، در تاریخ اعلام شده بر ضد سیاست خارجی تهاجمی و سیاست اقتصادی فلاکت‌بار اعتراض خواهند کرد. من از اینکه باز هم قربانی خواهیم داد متأسفم. شما نمی‌توانید تصور کنید که من تا چه اندازه از این بابت متأثرم. ولی آخر چه کار کنیم؟ تسلیم شویم؟ نه! اگر ما از مردم بخواهیم که در خانه بمانند، در این صورت به شدت مأیوس خواهند شد. مردم می‌خواهند که ما به آنها دل و جرأت بدهیم و بگوییم: نترسید! به خیابان بروید!
*****

برگردان از الاهه بقراط
www.alefbe.com
www.kayhanlondon.com

کروبی: نترسید! به خیابان بروید!

این گفتگویی است که مجله اشپیگل در گزارش شماره 26 آوریل زیر عنوان «جمهوری وحشت» به آن اشاره کرده بود و روز 28 آوریل در سایت این مجله، اشپیگل آنلاین، منتشر شد. ترجمه متن کامل این گفتگو در اختیار علاقمندان قرار می‌گیرد. اشپیگل آنلاین در مقدمه می‌نویسد: «رژیم ایران وی را زیر نظر دارد لیکن مهدی کروبی، این روحانی اصلاحات، هراسی به دل راه نمی‌دهد. رهبر برجسته اپوزیسیون در گفتگو با اشپیگل آنلاین درباره شکنجه و تجاوز در زندان‌ها و هم چنین اعتراضات جدید به مناسبت سالگرد تقلب در نتیجه انتخابات سخن می‌گوید.»

اشپیگل: آقای کروبی، در برابر خانه شما دو نگهبان ایستاده‌اند. آیا رژیم شما را در خانه حبس کرده است؟
کروبی: من اینطور نمی‌گویم چرا که اجازه دارم از خانه بیرون بروم. ولی آنها حزب من «اعتماد ملی» را ممنوع کرده و دفترم را بستند و روزنامه‌ای را نیز که به همین نام منتشر می‌کردم، توقیف کردند. پلیس مرتب دور و بر من می‌پلکد. هر کس می‌خواهد مرا ملاقات کند، از نماینده مجلس و روشنفکران تا دوستانم، همه مشخصات‌شان ثبت شده و بازجویی می‌شوند و باید حساب کارشان را بکنند.

اشپیگل: آیا فعالیت‌های شما از سوی وزارت اطلاعات کنترل می‌شود؟
کروبی: در زبان فارسی یک مثال زیبا هست: دیوار موش دارد، موش هم گوش دارد. بنابراین دیوار هم می‌شنود. بعلاوه، رژیم چهارده به اصطلاح محافظ برای من گذاشته و گفته به این دلیل است که اینها مرا «در برابر تروریست‌ها محافظت کنند». ولی وظیفه اصلی این افراد این است که اطلاعات جمع کنند. وقتی مدتی پیش به من حمله شد، این محافظان هیچ کار برای حفظ من نکردند. توصیه می‌کنم اگر روزی من کشته شدم، اول از همه این را بررسی کنید که مبادا قاتل از همین محافظان دور و بر من باشد!

اشپیگل: با وجود فشارهای شدید در چند ماه گذشته، شما هنوز شوخ طبعی خودتان را حفظ کرده‌اید.
کروبی: آیا باید بگذارم مخالفانم مرا فرسوده کنند؟ نه! من در دوران شاه زندانی بودم. با امام خمینی برای این انقلاب مبارزه کردم. این حکومت فرزند من است و تا زمانی که زنده هستم نمی گذارم از من بگیرند.

جوانترین پسرم را خیلی اذیت کردند
اشپیگل: بسیاری از افراد به دلیل هراسی که دارند، نمی‌توانند فشار رژیم را مانند شما تحمل کنند.
کروبی: بله، روی مردم خیلی فشار هست و می‌ترسند. مردم می‌دانند نیروهای انتظامی و شبه نظامی به ادای کدام تکلیف بر ضد آنان موظف شده‌اند. مردم می‌دانند اگر مخالفت کنند چه بلایی بر سرشان خواهد آمد: شغل و مقام‌شان را از دست می‌دهند، آینده‌شان از دست می‌رود. ضرب و شتم و دستگیری و بازجویی و چیزهایی بدتر در انتظارشان است. به همین دلیل است که این قدر همه چیز آرام شده است.

اشپیگل: آیا بر سر این حرفتان که مخالفان زندانی تا حد مرگ شکنجه شدند، می‌مانید؟
کروبی: البته من خودم شاهد این اعمال نبودم اما به منابعی که این اطلاعات را به من رسانده‌اند، اعتماد دارم. من از چهار مورد مرگ خبر دارم که بر اثر شکنجه بوده است.

اشپیگل: رژیم که اینقدر ادعای فضیلت می‌کند بیش از همه از این ادعای شما خشمگین شده که گفتید زندانیان مورد تجاوز قرار گرفتند.
کروبی: من پنج مورد را می‌دانم: سه زن و دو مرد که به آنها تجاوز شده است. هر تهدیدی هم بکنند من روی حرف خودم می‌مانم. به همین خاطر در نماز جمعه به سوی من حمله کردند. ولی آیا باید به این دلیل از چیزی که می‌دانم، برگردم؟

اشپیگل: رویدادهای درون زندان‌ها آدم را با وحشت به یاد دوران بد محمدرضا شاه پهلوی می‌اندازد.
کروبی: دو تفاوت بین این دو دوران وجود دارد: یکی اینکه در دوران شاه «کارشناسان» روی قاعده شکنجه می‌کردند. امروز اما اینطور نیست و این موارد شامل خلاف‌ها و رفتار بیمارگونه افرادی می‌شود که خارج از دستور رؤسای خود عمل کرده‌اند. دیگر اینکه، در دوران شاه، بر خلاف امروز، دست کم می‌شد آشکارا برای قربانیان به سوگواری نشست. این کار روح مردم را تسکین می‌بخشید.

اشپیگل: آیا می‌ترسید از اینکه خودتان نیز قربانی این شکنجه‌گران شوید؟
کروبی: خیر، برای اینکه ما نظام شکنجه‌گران نداریم. تازه، من شاگرد امام خمینی هستم که سه چیز شعارش بود: استقامت، شرافت و مبارزه.

اشپیگل: بسیاری از همکاران شما را مدتهاست دستگیر کرده‌اند. آیا منتظر موقع مناسب برای دستگیری شما نیستند؟
کروبی: اینقدر آدم دستگیر کرده‌اند که من نمی‌توانم تعدادشان را بگویم. فکر می‌کنم پنجاه تن از همکاران مرا برده‌اند که مهمترین آنها مدیر وبلاگ من بود. جوانترین پسرم را که سی و هفت سال دارد به شدت اذیت کردند.

تحریم به مردم فشار می‌آورد
اشپیگل: آیا حسین موسوی، نخست‌وزیر پیشین که مانند شما در برابر محمود احمدی‌نژاد در انتخابات 12 ژوئن سال گذشته شرکت کرد و خیلی‌ها بر این باورند که وی پیروز واقعی انتخابات بوده است، جانب شما را دارد؟
کروبی: ما هنوز با هم تماس تنگاتنگ داریم، به همدیگر می‌نویسیم و تلفن می‌زنیم. برای گفتگوی‌های مهم همدیگر را دست کم یک بار در ماه ملاقات می‌کنیم. مشاوران ما یکدیگر را ملاقات می‌کنند. موسوی و من برای یک هدف مشترک فعالیت می‌کنیم: ما یک نظام دیگر نمی‌خواهیم چرا که قانون اساسی ما آزادی عقیده و دمکراسی راتضمین می‌کند. ما می‌خواهیم که این حقوق تحقق پیدا کند.

اشپیگل: از جنبش اصلاحات اما هیچ خبری نیست.
کروبی: خیابان‌ها آرام شده است. ولی اشتباه نکنید. تفکر اصلاح هر روز بیش از روز پیش گسترش پیدا می‌کند. مردم فقط منتظر یک جرقه‌اند.

اشپیگل: و شما این جرقه را خواهید زد؟
کروبی: ما به مناسبت سالگرد فراخوان بزرگمان در روز 15 ژوئن (25 خرداد) که طی آن تقریبا سه میلیون نفر علیه تقلب در نتیجه انتخابات تظاهرات کردند، یک فراخوان جدید برای یک گردهمایی مسالمت‌آمیز می‌دهیم و برای کسب مجوز اقدام کرده‌ایم.

اشپیگل: رژیم از ترس یک تظاهرات قدرت‌نمایانه از سوی جنبش شما، برگزاری تظاهرات را ممنوع اعلام کرده است و مطمئنا این ممنوعیت را در آن روز هم لغو نخواهد کرد.
کروبی: مهم این است که ما مردم را به ادامه تظاهرات بدون خشونت ولی با تمام قوا تشویق کنیم.

اشپیگل: پس خونریزی تازه‌ای برنامه‌ریزی شده است.
کروبی: این دولت تا می‌تواند به نارضایتی مردم دامن می‌زند. به همین دلیل مردم در تاریخ اعلام شده با وجود همه نگرانی‌ها، بر ضد سیاست خارجی تهاجمی و سیاست اقتصادی فلاکت‌بار اعتراض خواهند کرد. من از اینکه باز هم قربانی خواهیم داد متأسفم. شما نمی‌توانید تصور کنید که من تا چه اندازه از این بابت متأثرم. ولی آخر چه کار کنیم؟ تسلیم شویم؟ نه! اگر ما از مردم بخواهیم که در خانه بمانند، در این صورت به شدت مأیوس خواهند شد. مردم می‌خواهند که ما به آنها دل و جرأت بدهیم و بگوییم: نترسید! به خیابان بروید!

اشپیگل: مگر نفوذ شما و موسوی در جنبش چقدر است؟
کروبی: آنچه اتفاق افتاد، پیامد نارضایتی‌های انباشته شده بود. تظاهرکنندگان به فراخوان ما برای آزادی پاسخ می‌دهند و آنچه را مطالبه می‌کنند که حق‌شان است.

احمدی‌نژاد برای مردم ما یک مصیبت است
اشپیگل: ولی علاوه بر این، مطالبات دیگری نیز مطرح می‌شوند، مثلا نظام باید برانداخته شود و یا آیت‌الله علی خامنه‌ای رهبر انقلاب باید استعفا دهد.
کروبی: افراد کمی هستند که تا این حد جلو می‌روند. اکثریت بزرگی می‌گوید که ما یک بار انقلاب کردیم و همان برایمان بس است. ما نمی‌خواهیم یک راه کاملا جدید برویم بلکه می‌خواهیم همان را که هست اصلاح کنیم.

اشپیگل: ظاهرا شورای امنیت سازمان ملل به زودی قطعنامه جدیدی را با تحریم‌های شدیدتر تصویب خواهد کرد تا رژیم را به عقب‌نشینی در مسئله اتمی وا دارد. آیا این قطعنامه مورد تأیید شماست؟
کروبی: به هیچ وجه. تحریم یک فشار دیگر بر مردم ماست. اگر خارج می‌خواهد به ما کمک کند، بهتر است برای اجرای حقوق بشر فشار بیاورد. ولی راستش ما اصلا به خارج احتیاج نداریم. ما یاد گرفتیم که روی پاهای خودمان بایستیم.

اشپیگل: آیا اصلا لازم است جهان با این رییس جمهوری گفتگو کند؟
کروبی: این آدم یک مصیبت برای مردم است. ولی به هر حال در این مقام قرار گرفته و نمی‌توان او را نادیده گرفت.

اشپیگل: شما احمدی‌نژاد را به عنوان رییس جمهوری قبول دارید؟
کروبی: خیر. در نتیجه انتخابات تقلب شد. ولی او در این مقام قرار گرفته و به همین دلیل مسئولیت دارد و باید پاسخگوی اتفاقاتی باشد که روی می‌دهد.

اشپیگل: رهبر انقلاب صحت آن انتخابات را تأیید کرد. کسی که در ریاست جمهوری احمدی‌نژاد تردید می‌کند، رهبری خامنه‌ای را به پرسش می‌کشد.
کروبی: شما هر طور که دلتان می‌خواهد تفسیر کنید. من میل ندارم درباره رهبر انقلاب چیزی بگویم.

اشپیگل: فکر می‌کنید رهبری کوتاه بیاید؟
کروبی: من فکر نمی‌کنم احمدی‌نژاد دوره چهار ساله‌اش را به پایان برساند. او هر روز یک بحران تازه درست می‌کند. حتی این مجلس محافظه‌کار هم با او مسئله دارد. نه، وضعیت نمی‌تواند اینطور ادامه پیدا کند.

اشپیگل: آیا هنوز به اینکه حکومت دینی آینده‌ای داشته باشد اعتقاد دارید؟
کروبی: بله، اما نه حکومت دینی دکتر احمدی‌نژاد. در حکومت دینی من همه آدمها آزادند و دولت توسط مردم انتخاب می‌شود.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

در گفتگو با فائزه هاشمی: چه طور است که زن می تواند وکیل و وزیر باشد اما در خانواده صغیر است و جنس دوم

در گفتگو با فائزه هاشمی: چه طور است که زن می تواند وکیل و وزیر باشد اما در خانواده صغیر است و جنس دوم - مدرسه فمینیستی: "در گفتگو با فائزه هاشمی: چه طور است که زن می تواند وکیل و وزیر باشد اما در خانواده صغیر است و جنس دوم"

مدرسه فمینیستی - صبا واصفی: لایحه حمایت خانواده، یک بار دیگر موج اعتراض فعالان مدنی را برانگیخت. فعالان جنبش زنان تصویب این لایحه را سبب متشنج شدن نهاد خانواده می دانند در حالی که آمار پرونده های اختلافات خانوادگی و به خصوص طلاق بخش وسیعی از آمار نگران کننده پرونده های وارده به دادگاه ها را تشکیل می دهد طیف موافقان با این استدلال که در قانون موجود هيچ محدوديتي براي ازدواج مجدد وجود ندارد، اما دولت با گنجاندن ماده 23 در لايحه حمايت از خانواده با دشوار كردن شرايط ازدواج مجدد به دنبال محدود كردن آن است،در راستای تصویب این لایحه تلاش می کنند. آن چه می خوانید نگرش فائزه هاشمی ،نماینده پیشین مجلس، به لایحه حمایت خانواده است:

- به نظر شما مواد 23 و 25 لایحه حمایت خانواده به چه منظوری تدوین شده است ؟

فائزه هاشمی: ظاهر خوش بینانه قضیه این می تواند باشد که در پی حل برخی از معضلات اجتماعی این لایحه تدوین شده است؛ ولی شاید به دنبال خدمت رسانی به مردان باشند؛ به هر حال در فرهنگ مردسالار مطرح شدن چنین چیزی بعید نیست!

- به نظر شما شروطی که برای تعدد زوجات در لایحه ی حمایت از خانواده مطرح شده، قابل اجراست؟

فائزه هاشمی: بستگی دارد که موضوع را چگونه ببینید؛ اگر عدالت را فقط عدالت اقتصادی و مالی یا تقسیم زمانی در نظر بگیرید، بله؛ ولی اگر منظور ازعدالت، عدالت عاطفی، اجتماعی و روانی باشد، نه. به طور طبیعی اگر عشق و علاقه به زن اول هم چنان محکم و پا بر جا باشد، اصلا چه دلیلی برای ازدواج دوم وسوم می تواند وجود داشته باشد؛البته بایستی یک سری استثنائات و یا شرایط خاصی که بسیار اندک هستند را کنار گذاشت. بعید می دانم در اسلام هم، عدالت از نوع اول که ذکر کردم، مورد نظر باشد. فکر می کنم همین که در باطن و دل انسان، علاقه به یکی بیش از دیگری باشد به این معنی است که عدالت، وجود ندارد.

- فکر می کنید زنان اصول گرا با این لایحه مخالف اند یا موافق؟

فائزه هاشمی: خود اصول گرایان هم طیف های متعددی دارند؛ بسیاری از افراد، بین اصول گرایان نه تنها مخالف این دو بند لایحه هستند؛ بلکه برای عدم تصویب آن هم به جدیت تلاش می کنند.

- اساسا نظرتان راجع به تعدد "شرکای جنسی" یا به عبارتی "تعدد زوجات" چیست؟

فائزه هاشمی: به نظر نمی رسد این رفتار با نظرات انسانی و یا اصول اسلامی و عدالت، سازگار باشد. آیا مردها تحمل چنین چیزی را در مورد همسران­ شان دارند؟ پس چه طور می شودانتظار داشت که زنان، بتوانند چنین چیزی را قبول کنند!

- به نظر شما "تعددزوجات" برای مردان، اگر با اجازه ی زن اول باشد، جایز و انسانی است؟

فائزه هاشمی: خیر! حتی اگر با اجازه ی زن اول هم باشد، غیرانسانی است. مگر کم هستند مردانی که آن قدر فشار بر همسر خود آورده و او را به تنگ می آورند تا موافقت همسر اول را برای ازدواج دوم خود بگیرند؛ به عبارت دیگر زن، چنین اجازه ای را از روی اجبار، اکراه، و ترس داده است، نه از روی میل و اراده. به نظر می رسد دو بند این لایحه، بیش تر لایحه ی حمایت از مردان است تا حمایت از خانواده. این لایحه از تضعیف حقوق بیش تر زنان در مقابل قانون، تسلط بیش تر مردان و تقویت فرهنگ مرد سالاری حمایت می کند؛ چرا که اکثریت ازدواج های مجدداتفاقا به تزلزل و خدشه بر نظام خانواده انجامیده است تا استحکام خانواده و لذا هر چه انجام آن راحت تر شود، خانواده های بیش تری متلاشی می شوند. این قانون، قانون جامعی نیست و مشکلات عدیده ای را برای خانواده ها ایجاد کرده و می کند. متأسفانه حرکت در همه ی زمینه ها به سمتی است که بایستی مرتب، افسوس گذشته را خورد. من این حرکت را غیرمتمدنانه، غیراخلاقی و در جهت تضییع حقوق زنان می دانم.

- بسیاری از فعالان جنبش زنان با این مشکل مواجه اند که اعترضات شان به قوانین تبعیض آمیز، محکوم به مخالفت با اسلام و نص صریح قرآن می شود، به نظر شما آیا مخالفت با این قوانین به معنی مخالفت با دین اسلام است؟

فائزه هاشمی: متأسفانه اسلام حربه ای است در دست بعضی ها، هر جا که کم می آورند آن را عملی می کنند. این قضیه در مسائل سیاسی و اجتماعی نیز به کرات اتفاق افتاده وهم چنان اتفاق می افتد. بسیاری از سنت ها وآداب و رسوم وخرافات و انحرافات در طول قرن ها به عنوان دین اسلام مطرح شده و منافع عده ای و گروه هایی نیز در دامن زدن آگاهانه و یا ناآگاهانه به این مسائل است. این عده اما متوجه نیستند که اگر قرار باشد، اسلام، مخالف حقوق انسانی و چیزهای بسیار بدیهی در این رابطه معرفی گردد؛ در واقع به اسلام ضربه وارد می شود؛ به طوری که متاسفانه در طول سالیان به عنوان مکتبی مخالف عدالت و ارزش های والای انسانی نمایش داده شده است.

- در حالی که تعیین مهریه با رضایت زن ومرد به صورت توافقی صورت می گیرد، آیا دخالت دولت، برای تعیین سقف مهریه، عملکردی درست است؟

فائزه هاشمی: متأسفانه در شرایط امروزی ما میزان مهریه ها چیزعجیب وغریبی است که تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است. به نظر من برای حل این موضوع بایستی آسیب شناسی کرد و دلایل آن را یافت؛ یعنی در رفع علت کار شود و نه معلول. عدم حمایت قانونی از زنان، قدرت بالای مرد در منزل از نظر قانونی، وجود فرهنگ مردسالاری در جامعه، در بعضی موارد عدم حمایت خانواده ها، مشکلات اقتصادی و تأمین نبودن آینده ی زن در صورت جدایی این­ها بخشی از مواردی است که سبب می شود زنان احساس امنیت نداشته باشند و دست به دامن چنین مهریه هایی شوند. برای برخورد با چنین برخوردی بهتر است که تلاش برای رفع آن مشکلات شود تا سلامت اجتماعی وخانوادگی را هم تضمین کرد. مگر می شود بر هدیه مالیات بست؛ در حالی که خمس هم بر مهریه تعلق نمی گیرد! این لایحه نه تنها مشکلات را حل نمی کند؛ بلکه شرایط را حادتر می کند؛ به علاوه مردان، آگاهانه و با اراده ی کامل، بدون هیچ اجباری مهریه را تقبل می کنند. در جامعه ی مردسالار که مردان مجبور به این کار نیستند وقتی قادر به تأمین مبلغ نیستند، نمی پذیرند.اگر قانون موجود به نحوی اصلاح شود که زنان، احساس کنند، در صورت بروز هر نوع مشکلی قانون، حمایت یکسانی از دو طرف خواهد داشت، مطمئنا به چنین مهریه هایی نیاز پیدا نمی کنند.

- به نظر شما قوانین موجود در راستای بهبود زندگی زنان است یا روند زندگی سالم را برای آن ها دشوار کرده؟

فائزه هاشمی: یک سری قوانینی داریم که به محض اعتراض زن ها به شرایط موجود، همیشه به آن ها ارجاع داده می شود. قوانینی مثل؛ گرفتن مهریه، اجرت المثل، عسر وحرج، دریافت پول به ازای شیر دادن به بچه و کار در منزل. خیلی ها این قوانین را به عنوان حقوق پیشرفته مطرح می کنند؛ اما این ها، شأن زن را نه در اندازه ی مادر، همسر و بانوی خانه؛ بلکه در حد یک خدمتکار و دایه برای مرد وفرزند او تنزل می دهد و فرصت بیش تری را برای حقوق بیش تر مرد ایجاد می کند. البته خدمتکار و دایه بودن هیچ کدام بی ارزش نیست، ولی هر کدام باید در جای خود دیده شود.مگر خانه، مال هر دو نفر نیست. مگر بچه، محصول یک زندگی مشترک نیست، اگر این گونه است برای چه زن باید برای خانه و فرزند خودش پول بگیرد. برای این که حرمت انسانی زن به عنوان بانوی خانه و یا مادر حفظ شود، زن ومرد هر دو باید مالک باشند و اموالشان به طور مساوی تقسیم شود. متأسفانه قوانین ما به نحوی است که وقتی زن ایرانی با یک خارجی ازدواج می کند، از یک زن خارجی که با مرد ایرانی ازدواج می کند، حقوق خود و فرزندش بسیار کمتر است و یا هویت بچه ، تابع خون پدر است و خون مادر، نقشی ندارد. این به معنی این است که هویت زن ایرانی در صورت ازدواج با هویت همسرش تعریف می شود .

- تحلیل شما از عمل کرد فقه شیعه در ارتباط با مسائل زنان، در سال های اخیر چیست؟

فائزه هاشمی: اگر فقه شیعه نتواند جوابگوی مسایل روز، در کلیه حیطه ها باشد، عدالت و جامع ومانع بودن خود را به تدریج از دست می دهد و در طول زمان دچار آسیب می شود. وظیفه ی عالمان دینی و مجتهدین در این زمینه بسیار سنگین است. حرف نو براساس آموزه های اسلامی زدن به خصوص در جامعه ی امروزی که زنان نقش بسیار اساسی در زمینه ها و قلمرو های گوناگون دارند، بسیار مهم است. برداشت رادیکالی و آمیخته به خرافات از دین داشتن، بیش از هر چیز دین را آسیب پذیر می کند. امیدوارم که فقه شیعه بتواند، همیشه پیشرو باشد و تعارضات و تناقضات را حل کند. چه طور است که زن می تواند در بیرون از خانه مدیر، وکیل، وزیر، استاد دانشگاه و... باشد و بخش مهمی از یک جامعه را اداره کند، اما در خانواده عملا در قبال مرد صغیر است و جنس دوم. پایان نامه ی فوق لیسانس من در این زمینه بود در موضوعاتی که کار کردم آیه ای نیافتم که چنین تبعیضی را در خانه، بین زن ومرد بیان کرده باشد.

- آیا قوانینی که در مجلس، مصوب می شوند، مبنای علمی دارند؟

فائزه هاشمی: در مجلس، مرکز پژوهش برای انجام کار کارشناسی وجود دارد، اما مشکل در خصوص زنان، سنت، تفکر و باورهای غلط و مردسالارانه است که به نظر خیلی ها این باورهای غلط، عین اسلام است؛ این گونه تفکرات است که کار کارشناسی را سخت می کند و شهامت تصمیم گیری ها در حیطه زنان را کاهش می دهد.

- فکر نمی کنید شرکت دادن نظرات کارشناسانه ی ان.جی.اوها در تصمیم گیری های دولت، نقش مثبتی داشته باشد؟

فائزه هاشمی: حتما همین طور است، اگر سیاست درستی حاکم باشد، ان.جی.اوها می توانند بازدهی بسیار خوبی برای مجلس و سایر مراکز اجرایی و قانون گذاری داشته باشند.

- دولت در این دوره چه قدر از نظرات انجیوها بهره جسته است؟

فائزه هاشمی: به نظر می رسد در این دوران، اعتقادی به نهادهای غیردولتی وجود ندارد؛ چه همراه، چه منتقد.

- شما بنیان مساله ی مهریه را قبول دارید یا نه؟

فائزه هاشمی: اعتقادی به این مسئله ندارم

- آیا پیشنهادی برای جایگزین کردن با مواد 23 و 25 دارید؟

فائزه هاشمی: فکر می کنم ماده 22 باید حذف شود و قانون موجود به سمتی اصلاح شود که تعدد زوجات غیر از شرایط بسیار ویژه واستثنایی، حتی با اجازه ی زن اول نیز امکان پذیر نباشد. در مورد بند 25 هم فکر می کنم باید حذف شود؛ چرا که مهریه یک توافق است و مرد از نظر قانونی آن قدر حمایت می شود که قادر باشد چنین تعهدی را نپذیرد و به جای این بند مواردی که در دفترچه های عقد به صورت اختیاری وجود دارد، اجباری شوند و قوانین در جهت تأمین عدالت در امور خانواده اصلاح شود.

Blog Widget by LinkWithin

مطالب مورد نظرتان را در این وبلاگ جستجو کنید

به نظر شما آینده جبهه اصلاحات چگونه خواهد بود؟

خوانندگان عزیز

مسئوليت اخلاقي و حقوقي مقاله ها، گزارشات و خبرها، طنز و کاريکاتور و نظرات انعکاس يافته خوانندگان که درج مي شوند، برعهده نويسندگان آنها و منابعي است که مقاله يا اطلاع و خبري از آنها نقل مي شود . وبلاگ آرشيو موج سبز تنها مکاني براي بايگاني آنهاست و از هرگونه مسئوليت حقوقي نسبت به شکل و محتواي مندرجات مبرا است.

وبلاگ پیش روی شما از نوع سایت های خبری یا روزنگار نیست. می توان گفت این وبلاگ آرشیو شخصی من به شمار می آید که قابل دسترسی برای همگان نیز هست. سينا سالاری


اشتراک مطالب از طریق گوگل:

مطالب را می توانید با دور زدن هر گونه فیلتری از طریق Google Reader بخوانید. برای اینکار
نیاز به یک اکانت گوگل دارید.

Add to Google Reader or Homepage

توضیحات بیشتر در این زمینه!