
مهدی کروبی در نامهی خود به صادق لاریجانی پیشدستی کرده بود که نوشت «هراتفاق ناگوار و ناشایستی در جمهوری اسلامی ممکن شده است و دیگر هیچ چیزی دور از انتظار نیست» او صدای شمشیرهای گداخته را که برای صیقل خوردن و تیز کردن از کوره بیرون آمده بودند، شنیده بود. بگیر و ببندهای پایان ناپذیر که دیگر تا پشت در خانه و دفتر میرحسین موسوی و مهدی کروبی آمده بود و شامل بیرون کردن مهدی کروبی از دفترش هم شده بود، بوی بحرانی تازه میداد و خبر از عزج جزمی برای بازداشت سران جنبش سبز میداد.
کروبی و موسوی محور و کانون جنبش سبز بودند، به ویژه کروبی که با آن افشاگریهای تاریخی خود نقاب از صورت جانیان برکشید و تشت رسواییشان را به آب داد تا آنان بهتزده دست به تکذیب و تخریب و تهدید و تهمت بزنند.
آیتالله خامنهیی امروز برای بار دوم بعد از انتخابات شمشیر صیقل داده شده را نوید داد و راه را برای سرکوب هر چه بیشتر آزاد کرد. جادهی ولایت فقیه اینک باز شده برای کسانی که میخواهند به مقابله برخیزند با کسانی که به «نظام و مبانی و اصول آن» ضربه میزنند. نظامی که رهبری اش امروز در خطبههای خود مدعی شد با «دگراندیشان» برخورد نکرده و نمیکند و کدام دگراندیش را میشناسیم که دیوارهای زندانها اوین را لمس نکرده باشد و روی صندلی های بازجویی عقایدش روی دایرهی تفتیش قرار نگرفته باشد؟
مثال خوارج و قیاس آن با مخالفان دولت کودتا مثال غریبی است برای حکومتی که نه نشانی از حکومت علی دارد و نه میتواند چنین باشد. در تاریخ است که در جنگ نهروان از خوارج جز ده تن زنده نماندند و این، آن وعده بود که علی داده بود. از این میلیونها مخالف چند تن میمانند. از نظر جمهوری اسلامی آنچه که پیش از کودتای 22 خرداد به عنوان مخالف و منتقد و اپوزوسیون وجود داشتند در خارج و داخل نه خوارج که همه کفاری بودند که تحت لوای سپاهی به فرماندهی «صهیونیسم بینالملل و آمریکای جهانخوار و استعمار پیر» نظام اسلامی را نشانه رفته بودند، غیر از این هم هر که بود جزو همان «دشمنان» تخیلییی بود که هر روز مردم ایران باید از جانب آنان احساس خطر کرده و بکنند.
بعد ازکودتا علاوه بر کفار پیشین، طیف جدید مخالفان و منتقدان به دو دسته تقسیم شدند؛ یک همان دسته که در دادگاههای نمایشی وادار به تعریف سناریوی انقلاب مخملی کردن شدند، آن هم بعد از شکنجهها در زندان و در دادگاههایی که به جای دفاع از خود به اعتراف کردن میپرداختند. دستهی دوم که امروز شاهد تولد آن بودیم خوارجاند که مابقی بیرون مانده از زندان همان گروه اولاند و این هر دو دسته در همین نظام بودند و در چارچوبهای همین نظام و در همین نظام مکتب ولایت آموخته بودند.
خامنهیی اما آن وقت که حکومت خود را با حکومت علی مقایسه کرد و شرایط امروز را با بازگویی داستان تاریخی خوارج تعریف کرد، نگفت که از اینان چند تن بعد از «جنگ» زنده میمانند! به جای این ،خامنهیی از فلسطین گفت و اینکه باید روز قدس را به نام مردم فلسطین حرمت گذاشت. همان روزی که مردم دردکشیده و بدبخت ایران باید بیرون بیاییند تا همهی بدبختیهای خود را فراموش کرده شعار مرگ بر انگلیس و آمریکا سر دهند. که مردم ایران در حالی که گلولههای «غیور مردان بسیجی» در سینهی نداها و سهرابهایشان است، چشمانشان نگران عبداللهها و شیواها و فریباهایشان در زندان است و هنوز تنهایشان از ضربات مامورین حکومتی کبود و کوفته است، بیایند و بگویند مرگ بر اسرائیل!
پس چه کسی بگوید؛ مرگ بر دیکتاتور؟ چه کسی بگوید رای من کجا است؟ چه کسی بگوید ندا را چه کسی کشت؟ چه کسی بگوید با سهرابها و امیرهایمان در زندان چه کردید؟ چه کسی شعار بدهد لعنت بر کیهان و خبرگزاری فارس و صداوسیما؟
دندان برای کروبی تیز کردهاند و نقشه برای موسوی کشیدهاند، می خواهند بازداشت کنند و بگیرند و ببندند و روز قدس فخر حضور مردم ایران را که بعد از کودتای 22 خرداد توی دهان تک تکشان زدند به دنیا نشان دهند. میخواهند احمدینژادی را که یکی از چند قاتل اصلی کشتهشدهگان بعد از انتخابات است با پشتوانهی مردمی روز قدس راهی نیویورک کنند تا حماقتاش را یکبار دیگر در دنیا نشان دهد و باز هم مردم ایران را سرافکنده کند.
زهرتان میشود؛ هم روز قدس هم این حکومت و هم این روزهایی که از دولت کودتا میگذرد و نابودتان میکند بازداشت کروبی و موسوی و دامنتان را میگیرد آه مادران این سرزمین. خامنهیی نمیداند که این شمشیر که نشان داده، شمشیر علی نیست؛ شمشیر علی هم بود زورش به یک ملت نمیرسد، اگر میرسید علی 25 سال در خانه نمینشست.
0 comments:
ارسال یک نظر
پیامها بدون سانسور و تعدیل درج خواهند شد. لطفا از کلمات نامناسب و توهین آمیز خودداری فرمائید. با تشکر، وبلاگ آرشیو موج سبز